توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١ - ذكر مسند
او لاجل ان يتعيّن بذكر المسند كونه اسما، فيفيد الثبوت و الدّوام او فعلا، فيفيد التجدد و الحدوث.
ترجمه
٢- ذكر مسند
مصنف گويد:
اما ذكر مسند پس بخاطر وجهى است كه گذشت به جهتش آن است كه بواسطه ذكر اسم يا فعل بودنش متعيّن و مشخص مىگردد.
شارح گويد:
اما در موردى كه مسند را ذكر نموده و در كلام بياورند جهت آن ممكن است دو چيز باشد:
الف: آنچه در ذكر مسنداليه علت و باعث بود و آنها عبارتند از:
١- اصل ذكر بوده و مقتضى براى عدول از آن در بين نميباشد.
٢- رعايت احتياط چه آنكه اعتماد بر قرينه ضعيف و سست ميباشد نظير اينكه گفته شود: خلقهنّ العزيز العليم كه در اين مثال مسند يعنى [خلقهنّ] ذكر شده.
٣- تعريض و اشاره به كودن بودن سامع مانند: محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبيّنا در جواب كسى گفته است پيامبر شما كيست؟
كه در اين مثال [نبيّنا] يعنى مسند حذف نشده و ذكر گرديده است و نيز غير اين امور از جهات عديده ديگر كه موجب ذكر آن ميباشند.
ب: بواسطه ذكر مسند متعيّن مىشود كه آن اسم بوده در نتيجه مفيد ثبوت و دوام مىباشد يا ذكرش معين و مشخص مىكند كه مسند فعل بوده